می خواهم سرباز او باشم...
نه مرگ آنقدر ترسناک است و نه زندگی آنقدر شیرین که آدمی پای برشرافت خود گذارد.
درباره وبلاگ


وبلاگ شخصی جواد کیهانی

آرشيو وبلاگ
  • آمار وبلاگ
    • کل بازديد : 196322
    • تاريخ ايجاد وبلاگ : دوشنبه 18 دی 1391 
    • کل نظرات : 46
    • تعداد کل پست ها : 428
    • آخرين بروز رساني : چهارشنبه 1 مرداد 1393 
    0       نظرات
    سه شنبه 15 اسفند 1391 
    جواد کیهانی

    آیت الله بهجت : شبانه روزی سه ساعت می خوابیدم!

    زمانی که در کربلا بودیم، آقا شیخ عبدالله مامقانی (ره) در قید حیات بودند و گفته می شد که ایشان شبانهروزی چهار ساعت می خوابد، ولی در کتاب رجالش نوشته است:
    تالیف این کتاب سه سال طول کشید و من در این مدّت، شبانه روزی سه ساعت می خوابیدم!

    این ها اتمام حجت است برای کسانی که خیال می کنند که اگر خوابشان مقدار اندکی از هشت ساعت کمشود، می میرند.



    ادامه مطلب
     


    0       نظرات
    سه شنبه 15 اسفند 1391 
    جواد کیهانی
    0       نظرات
    سه شنبه 15 اسفند 1391 
    جواد کیهانی
    0       نظرات
    سه شنبه 15 اسفند 1391 
    جواد کیهانی
    0       نظرات
    دوشنبه 14 اسفند 1391 
    جواد کیهانی
    1       نظرات
    دوشنبه 14 اسفند 1391 
    جواد کیهانی

    سرباز رهبر انقلابم
    اولین جلسه کنفرانس بین المللی حمایت از انتفاضه بود.
    پس از سخنرانی، هنگامی که آقا در حال عبور از سالن کنفرانس بود، سید حسن خودش را به آقا رساند و دست ایشان را بوسید.
    برایم کمی تامل برانگیز بود. دو روز بعد که به دیدار سید حسن نصرالله رفتیم، قضیه را پرسیدم.
    سید حسن گفت: امسال رسانه های جهان مرا به عنوان مرد سال نامیده اند و در کشورهای عربینیز، عنوان موفق ترین رهبر جهان عرب را به من داده اند.
    دیروز چون مراسم به طور مستقیم در جهان پخش می شد، مناسب دیدم که به همه بگویم من سرباز رهبر انقلابم.



    ادامه مطلب
     


    0       نظرات
    دوشنبه 14 اسفند 1391 
    جواد کیهانی

    انسان بی توجه نا محرم است
    تا انسان توجهش به غیر از خداست نسبت به حقایق هستی نامحرم است و از باطن خلقت نا آگاه است
    شیخ رجبعلی خیاط



    ادامه مطلب
     


    0       نظرات
    دوشنبه 14 اسفند 1391 
    جواد کیهانی
    0       نظرات
    دوشنبه 14 اسفند 1391 
    جواد کیهانی
    0       نظرات
    یک شنبه 13 اسفند 1391 
    جواد کیهانی

    فردي در خواب شيطان را مي بيند كه حركت مي كند و انواع مختلفي از ريسمان هاي نازك و ضخيم بااوست و حتي زنجيرهايي را هم آماده كرده و مي رود

    زنجيري را ديد كه چند جاي آن پاره شده ، فرد پرسيد: اين چيست؟
    شيطان گفت : اين را براي شيخ انصاري آماده كردم ، ديشب سه مرتبه اين زنجير را به سر او زدم تا به دنبال خود بكشم ، نتوانستم چون او زنجير را پاره كرد 

    فرد گفت : زنجير و طنابي كه براي من آماده كرده اي كدام است؟ 
    شيطان جواب داد : " تو كه احتياج به افسار نداري ، خودت با ما مي آيي" ...



    ادامه مطلب
     


    0       نظرات
    یک شنبه 13 اسفند 1391 
    جواد کیهانی

    عروس دريايى آمد طرفمان كه اگر چيز دندان گيرى بوديم شكارمان كند. لب هادى را زد و دست من را. آخر هم نگذاشت كارمان را بكنيم. مجبور شديم برگرديم.
    بعد از این که برگشتیم گفتم : « ديدى عروس دريا چقدر دوستت داشت، لبتو ماچ كرد . من بزرگتر بودم، دستمو بوسيد ...»

    :)
    خاطرات غواصان لشگر 14



    ادامه مطلب
     


    0       نظرات
    یک شنبه 13 اسفند 1391 
    جواد کیهانی

    براي پسربچه‌ای که تا چهارده‌سالگی چوپانی می‌کرده و حتی بعد از مهاجرت نیز شب‌ها را به ظرف شستن می‌گذرانده چه سرنوشتی را پیش‌بینی می‌کنید؟ خیلی بعید است که او را یکی از برترین مخترعین و جراحان قلب جهان تصور کنید. پروفسور توفیق موسیوند که در خارج از ایران Tofy Mussivand نامیده می‌شود، در روستای ورکانه استان همدان چشم به جهان گشود. او که در دوران کودکی و نوجوانی مجبور به چوپانی بود شب‌های تابستان که روی پشت‌بام دراز می‌کشید، مدت‌ها به آسمان و ستارگانی که به او چشمک می‌زدند خیره می‌شد، به دلایل آفرینش جهان فکر می‌کرد و از خود می‌پرسید: «هدف و منظور از خلقت اين نقاط نوراني و زيبا چيست؟ من چه كسي هستم و در كجاي اين دنياي بزرگ ايستاده‌ام؟».

    بقیه در ادامه ...



    ادامه مطلب
     


    0       نظرات
    یک شنبه 13 اسفند 1391 
    جواد کیهانی
    0       نظرات
    شنبه 12 اسفند 1391 
    جواد کیهانی



    ( کل صفحات : 10 )    1   2   3   4   5   6   7   8   9   10